عنوان : تاریخ را به نام چه کسانی نوشته اند تاریخ : چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷ - 19:59

تاریخ را مورخان روایت نمی کنند ، تاریخ را دروغگویان سفسطه نمی کنند ،تاریخ را قوم پیروز رجز نمی خواند . تاریخ تنها افتخار و شکوه و تباهی یک ملت نیست. تاریخ را شمشیر های برهنه و تشنه به پیش نمی برند .. تاریخ فقط خون نمی نوشد .. تاریخ؛ در لایه های زیرین خود حقیقتی را نقل می کند که می بایست دیده شود ...چه کسانی با ورق زدن تاریخ به خود خواهند بالید ؟ چه کسانی تاریخ را از نو خواهند خواند ؟ و چه کسانی بر سرشت وقایع منصفانه نظر خواهد گفت ؟ چه کسانی به نظاره تاریخ خواهد نشست ؟ آنان در شالوده ذهنشان در جستجوی کدام نوشدارو می باشند تا ذره ای از الام خود را التیام بخشند ؟ مردمانی که با خونشان تاریخ را نوشته در جستجوی کدام هدف به آیندگان مینگرند؟ .امیدشان به قضاوتی منصفانه است برای رسیدن به کدام حقیقت ؟ مگر با خواندن تاریخ می توان در جستجوی خون خواهی بود ؟
چه کسی می داند فتح بزرگ اسکندر چه بود ؟ ایران هخامنشی ؟ اسکندر کوچک نبود که فتحی بزرگ داشته باشد .. او میدانی را فاتح می باشد که پیروزیش بر اراده و بازوانی اهنین که شمشیر هایشان قلم تاریخ را به حرکت در آورده آنهم نه از نفرت و انتقام و نه بلوفی باور نکردنی...
وقایع بزرگ ، مردانی بزرگ را می طلبد . در کشاکش خلق وقایع ، تاریخ را به نام خود ثبت می کنند مردان و زنانی که زاده موقعیت خود می باشند . آنان در سریان شکل گیری تاریخ فقط به آنچه عمل کردند که نیاز حیاتی و مبرم زمان خودش می باشد . هر چند که نتیجه و پایان کار خواسته و میل قلبی ایشان نباشد .. جنگ برنده و بازنده خود را می خواند اما در این پیکار چه کسی فاتح نبرد می شود و چه کسانی به فتح تاریخ می رود ؟ نوشتاری که اگر مغلوب هم باشی از نامیدن و شنیدن مردمانی که خونشان ارابه های تاریخ را به حرکت دراورده در خود خواهی لرزید .. و آن اسامی که باقی می ماند تنها اسم یک شخص نیست ،او نماینده نژادیست که در دامان مردمش پرورش یافته . و اراده و امید ملتی پشتیبانشان است که می تواند نجات بخش باشد در طالاتم امواج خروشان.... جنگ میدانیست که نه برای کشتن و زور آزمایی بلکه مجالی برای روشن نگه داشتن کور سویی که می تواند سرنوشت ملتی را تغییر دهد .. ... و مقصود از شمشیر کشیدن و خون ریختن نیازی است که می بایست پذیرفته شود و این هدفیست در خور تامل......... آیا از کشتار و نفرت حاصل از فرود آمدن شمشیر ها میتوان سرود افتخار زمزمه کرد ؟مغلوب همیشه شکوائیه خواهد داشت وفاتح هلهله پیروزی سر خواهد داد ... اما تاریخ تنها شکست و پیروزی قومی بر قوم دیگر نیست .. کشتن و دریدن و تجاوز و غنیمت این تنها یک روی سکه است ...
داراب گرد در آتش فتح اسکندر سوخت اما آریو برزن چرا اخرین قدم هایش به تخت جمشید نرسید ؟ او به دفاع از تخت جمشید رفت ولی یاران و شمشیرش در کجا از حرکت باز ایستادند ؟ آنان گام هایش را پس نکشید ند و اراده هایشان فرو ننشست تا شکستشان بزرگی تاریخ را شکل دهد . .. اما به راستی برنده و بازنده در کجا می نشینند ؟ و تاریخ مخاطبان خود را از میان کدام دسته بر می گزیند ؟ آیا می بایست آریو برزن و یارانش را مغلوب جنگ بنامیم و اسکندر را فاتح تاریخ لقب دهیم؟ حقیقت برای کدامین ملت حک خواهد شد ؟و تاریخ برای کدام یک ورق خواهد خورد ؟
نوشته شده توسط مهدی میرزایی
درج با ذکر منبع بلا مانع می باشد